مليت و زمان زندگي او بحثهاي زيادي شده، ولي هنوز به هيچ نتيجهٴ قطعي نرسيده است.
ممكن است او همان بنواي نقطهگذار،1 از يهوديان فرانسه، باشد كه در اواخر سدهٴ دوازدهم، در انگلستان ميزيست ــ از جمله در 1194، در آكسفورد. او در يكي از قصههايش هم رابي كرسپيا (يا كريسپيا) هه ـ نقدن2 ناميده شده. كرسپيا، كاتبي كه در حدود 1143 برآمد، احتمالاً شخص ديگري بوده است؛ همچنين است برخيا بن اسحاق (؟) كه منتخبات زيادي از كتاباﻷمانات والاعتقادات سعديا بن يوسف را از عربي ترجمه كرد. برخيايي كه اينك، مورد بحث ماست احتمالاً فرانسوي بوده، و گواه آن واژههاي فرانسوي است كه در ترجمهٴ عبري او ديده ميشود،3 و دليلي در دست نيست كه او عربي ميدانسته است.
برخيا بهخاطر مجموعهاي از 107 (يا 113) قصه معروف است، اين قصهها به نثر مسجع عبري نوشته شده و داستانهاي جانوران4 نام دارد. بسياري از آنها شبيه قصههاي
ازوپ و رمولوس و برخي قابل قياس با قصههاي ماري فرانسوي است كه در نيمهٴ دوم سدهٴ دوازدهم، در انگلستان برآمد. ممكن است كه داستانهاي هر دو از يك مأخذ عربي سرچشمه گرفته باشد. او يك رسالهٴ اخلاقي هم در سيزده فصل نوشت.5 ترجمهٴ كاملاً آزادي هم از سوٴالات طبيعي آدلارد باثي كرد با عنوان
برادرزاده و عمو؛6 و جواهرنامهاي تأليف كرد شامل معرفي 73 سنگ قيمتي، و موسوم به قدرت سنگها،7 كه حاوي اشارهاي به قطبنماست.